استاندارد شغلی سرپرست کنترل کیفیت

شرح شغل : مدیریت واحد کنترل کیفیت یعنی انجام تمامی امور مربوط به پیشبرد اهداف کیفی کسب و کار که معمولا در خط مشی و نظامنامه کیفیت سازمان ارائه می گردد.                عنوان شغلی : سرپرست کنترل کیفیت

شرایط احراز

رشته تحصیلی : رشته های فنی چون مكانیك، متالورژی، صنایع، ساخت و تولید ، کنترل کیفی قطعات خودرو یا صنعتی                میزان تحصیلات : کارشناسی به بالا

سابقه کار مرتبط:  حداقل 5 سال سابقه كار که بایستی سه  یا دو سال اخیر آن در صنعت مشابه بوده باشد.

شرح استاندارد شغلی:

1ـ ایجاد بانک اطلاعاتی استانداردهای مورد نیاز واحد تولیدی

 2- حضور تمام وقت (دائم) در یک نوبت کاری واحد تولیدی

3ـ بازرسی و کنترل مواد اولیه، محصول حین ساخت، محصول نهایی و شرایط نگهداری در کلیه مراحل تولید

4ـ تأیید کیفیت برای ورود مواد اولیه و خروج محصول نهایی

5ـ نظارت و تأیید تمام فعالیتهای انجام گرفته در پروژه ساخت پکیچ

6ـ نظارت برثبت نتایج آزمون و کنترلهای روزانه

7ـ نظارت بر کالیبراسیون ادواری وسایل سنجش

8- جلوگیری از تولید محصول نامنطبق در صورت بروز نقص در انطباق با استاندارد مربوطه و انعکاس فوری واحد تضمین کیفیت یا نماینده مدیریت برای تصمیم گیری نهایی

9ـ همکاری و نظارت بر استقرار سیستمهای مدیریت کیفیت با رویکرد مدل ایزو 9001-2015

10ـ اجرای دستورالعملهای صادر شده توسط واحد تضمین کیفیت یا نماینده مدیریت در زمینه وظایف شغلی

11ـ ارسال گزارش کتبی به بالاترین مقام مسئول –واحد تضمین کیفی یا نماینده مدیریت - در صورت بروز هرگونه عدم انطباق کیفیت مواد اولیه و محصول یا خدمت با استانداردهای مربوط

12ـ ارسال گزارش کتبی به مدیرعامل در صورت عدم توجه معاونت تولید یا بالاترین مقام مسئول به نواقص اعلام شده توسط سرپرست کنترل کیفیت

13ـ ارائه گزارشات ماهانه از فعالیتهای مرتبط با وظایف تعیین شده به مدیر تضمین کیفیت یا نماینده مدیریت

14 ـ ارایه آموزشهای موردنیاز به پرسنل مؤثر در کیفیت

15 ـ اجرای مقررات عمومی واحد تولیدی در صورتی که مغایر یا مانع از انجام وظایف و مسئولیتهای شغلی وی نباشد.

شرح  مهارت فنی :

1-شناخت مراحل تولید صنعت ساخت سیستم های پکیج های انتقال و پمپاز آب و فاضلاب (پسآب)

2- دارا بودن شناخت در کنترل کیفیت مواد اولیه محصول حین ساخت و محصول نهایی

3 -تسلط بر استفاده از ابزارهاي کنترل کیفیت در ارزیابی انطباق با استاندارد هاي ملی ایران و سازمانی

4- شناخت و مهارت در استفاده از استانداردهاي ملی مرتبط شامل جوشکاری ، سندپلاست ، رنگ کاری ، ساخت سازه فلزی ، سیستم های الکترونیکی و مونتاژ قطعات صنعتی

5- آشنایی با کالیبراسیون و نظارت بر کالیبراسیون ادواري ابزارهاي اندازه گیري مورد استفاده 

شرح مهارت سیستمی :

1- آشنای  کامل با ایزو 9001-2015

2- توانایی کار با ابزارهای کنترلی

3- آشنایی کامل با فرآیندهای تولیدی

Minitab و Office4- تسلط به كامپیوتر، اینترنت و نرم افزارهای مربوطه از قبیل

4- قابلیت رهبری سازماندهی

5- تسلط كامل بر دانش و اطلاعات به روز در زمینه كیفیت

. 6- مهارتهای واژه پردازی ، نامه نگاری و سخنوری

. 7- آشنایی با استانداردهای صنعت

. 8- تسلط بر مفاهیم و نیازمندی های استانداردهای سیستم

MSA9- توان انجام 

توان انجام SPC10- توان انجام

توان انجام آدیت محصول SQFE11- توان انجام آدیت محصول

12- آشنایی با تكنیك های آماری تحلیل دادها از قبیل پارتو، هسیتوگرام

13- تسلط بر مبانی و نیازمندیهای سیستم مدیریت کیفیت

14- آشنایی با روش های بهبود كیفیت

استاندارد شغلی مدیر کنترل کیفیت

شرح شغل : مدیریت واحد کنترل کیفیت انجام تمامی امور مربوط به پیشبرد اهداف کیفیت محصول تولیدی که در خط مشی و نظامنامه کیفیت سازمان اعلام گردیده برعهده دارد.         عنوان شغلی : مدیر کنترل کیفیت

زیر مجموعه : کارشناسان یا بازرسان واحدکنترل کیفیت ، مسئول کالیبراسیون و آزمایشگاه               سمت مافوق : مدیر عامل ، مقام مقام (مدیر فنی و اجرایی )

 و مدیر تضمین کیفیت

شرایط احراز

رشته تحصیلی : رشته های فنی چون مكانیك، متالورژی، صنایع، ساخت و تولید ، کنترل کیفی قطعات خودرو یا صنعتی                میزان تحصیلات : : کارشناسی و کارشناسی به بالا

سابقه کار مرتبط:  حداقل 3 سال سابقه كار که بایستی سه  یا دو سال اخیر آن در صنعت مشابه بوده باشد .

شرح استاندارد شغلی:

1ـ ایجاد بانک اطلاعاتی استانداردهای مورد نیاز واحد تولیدی

 ‎2- حضور تمام وقت (دائم) در یک نوبت کاری واحد تولیدی

3ـ نظارت بر بازرسی و کنترل مواد اولیه ورودی، محصول حین ساخت (حین فرآیند تولید ، مونتاژ و بسته بندی)، محصول نهایی و شرایط نگهداری در کلیه مراحل تولید

4ـ تأیید کیفیت برای ورود مواد اولیه و خروج محصول نهایی

5ـ نظارت و تأیید تمام فعالیتهای انجام گرفته در داخل سازمان مرتبط کیفیت محصول تولیدی 

6ـ نظارت برثبت نتایج آزمون و کنترلهای روزانه

7ـ نظارت بر کالیبراسیون ادواری وسایل و ابزارهای سنجش

8- جلوگیری از تولید محصول نامنطبق در صورت بروز نقص در انطباق با استاندارد مربوطه و انعکاس فوری به واحد تضمین کیفیت یا مدیر فنی و اجرایی برای تصمیم گیری نهایی

9ـ همکاری برای نظارت بر استقرار سیستمهای مدیریت کیفیت با رویکرد مدل ایزو 9001-2015‎

10ـ اجرای دستورالعملهای صادر شده توسط واحد تضمین کیفیت یا قائم مقام در زمینه وظایف شغلی

11ـ ارسال گزارش کتبی به بالاترین مقام مسئول – واحد تضمین کیفی یا نماینده مدیریت - در صورت بروز هرگونه عدم انطباق کیفیت مواد اولیه و محصول یا خدمت با استانداردهای مربوط

12ـ ارسال گزارش کتبی به مدیرعامل در صورت عدم توجه واحد تولید یا بالاترین مقام مسئول به نواقص اعلام شده توسط واحد کنترل کیفیت

13ـ ارائه گزارشات ماهانه از فعالیتهای مرتبط با وظایف تعیین شده به مدیر تضمین کیفیت یا قائم مقام

14 ـ ارایه آموزشهای موردنیاز به پرسنل مؤثر در کیفیت

15 ـ اجرای مقررات عمومی واحد تولیدی در صورتی که مغایر یا مانع از انجام وظایف و مسئولیتهای شغلی وی نباشد

شرح  مهارت فنی :

1- شناخت از مراحل تولید قطعه های صنعتی از جمله سیستم تعلیق خودرو

2- دارا بودن شناخت در کنترل کیفیت مواد اولیه محصول حین ساخت و محصول نهایی

3 - تسلط بر استفاده از ابزارهاي کنترل کیفیت در ارزیابی انطباق با استاندارد هاي ملی ایران و سازمانی

4- شناخت و مهارت در استفاده از استانداردهاي ملی مرتبط با قطعه های صنعتی و خودرو

5- آشنایی با کالیبراسیون و نظارت بر کالیبراسیون ادواري ابزارهاي اندازه گیري مورد استفاده  

شرح مهارت سیستمی :

1- آشنای  کامل با ایزو 9001-2015

2- توانایی کار با ابزارهای کنترلی

3- آشنایی کامل با فرآیندهای تولیدی

Minitab و Office4- تسلط به كامپیوتر، اینترنت و نرم افزارهای مربوطه از قبیل

4- قابلیت رهبری سازماندهی

5- تسلط كامل بر دانش و اطلاعات به روز در زمینه كیفیت

. 6- مهارتهای واژه پردازی ، نامه نگاری و سخنوری

. 7- آشنایی با استانداردهای صنعت

. 8- تسلط بر مفاهیم و نیازمندی های استانداردهای سیستم

MSA9- توان انجام 

کنترل آمار فرآیند SPC10- توان انجام

توان انجام آدیت محصول SQFE11- توان انجام آدیت محصول

12- آشنایی با تكنیك های آماری تحلیل دادها از قبیل پارتو، هسیتوگرام

13- تسلط بر مبانی و نیازمندیهای سیستم مدیریت کیفیت

14- آشنایی با روش های بهبود كیفیت

منابع بازماندگان یک قزاق

البته گهگاه شاهد آثاری محققانه و استوار در بازشناسی این دوره از تاریخ معاصر ایران هستیم. هرچند ذوق عمومی جامعه درکل به سوی نگاشته‌های جذاب، ساده و داستانواره متمایل است اما ذائقه جامعه، نباید رسالت اندیشمندان و پژوهشگران تاریخ در فراهم‌کردن متون مرجع و محققانه را متاثر سازد. البته گفت‌وگو درباره تاریخ و مسائل تاریخی نیز از نوعی جذابیت، سادگی و روانی عام‌پسند برخوردار است اما با عمیق‌انگاشتن و دقیق‌پرداختن به آن، می‌توان گفت‌وگو را مقدمه یا برانگیزاننده تداوم‌بخشیدن به رسالتی تلقی کرد که هم‌اکنون از آن یاد شد. گفت‌وگوی این شماره از ماهنامه را به بررسی رژیم و خاندان پهلوی با یکی از محققان و مدرسان تاریخ معاصر ترتیب داده‌ایم تا ضمن توجه به جذابیتها و سادگی‌های متون گفتاری، قدری در تعمیق ذائقه عمومی خوانندگان مباحث شفاهی تاریخ معاصر نیز کوشیده باشیم. دکتر محمدامیر شیخ‌نوری، محقق و مدرس تاریخ معاصر ایران متولد ۱۳۳۲ از زابل، دکترای تاریخ از فرانسه و دانشیار گروه تاریخ دانشگاه الزهرا(س) (دانشیار برگزیده سال ۱۳۸۴) می‌باشد که تالیفات وی شامل پنج کتاب و بیش از سی‌ مقاله است. فهرست کتابها عبارتند از: تاریخ ایران از ورود اسلام تا علویان طبرستان، تاریخ اسلام از سال ۴۱ تا ۲۲۷ هجری، پژوهشی درباره جنبشهای رهایی‌بخش در جهان، تاریخ بیزانس، نقش غرب در ایجاد و گسترش اختلافات ارضی و مرزی.

ادامه نوشته

علت خودکشی های خاندان پهلوی چیست؟  

این سؤال در ذهن برخی از افراد مطرح شد که علت خودکشی در خاندان پهلوی چیست و چرا تا کنون دو فرزند محمدرضا پهلوی این‌چنین به زندگی خود پایان دادند؟

مهدی ملک‌ محمد - سرنوشت خاندان پهلوی، سرنوشتی تراژیک است. رضا شاه، جد این خاندان، در جزیره موریس در تبعید و انزوا با افسردگی همراه با حس حقارت درگذشت تا در پایان زندگی‌اش از ابهت و شکوه رضاخانی‌ خبری نباشد و سرنوشتش تلخ‌تر از آنچه بدبین‌ترین افراد درباره‌اش پیش‌بینی کرده بودند، رقم بخورد.

سرنوشت فرزندش، محمدرضا پهلوی، نیز بی‌شباهت به سرنوشت او نبود. محمدرضا که به گواه دوستانش- همچون حسین فردوست- فردی فاقد اعتماد به نفس بود، در دوره‌هایی از عمر پادشاهی‌اش دچار افسردگی شدیدی شد؛ تا آنجا که سفارت آمریکا در ایران به صراحت به آن اشاره می‌کند. بر اساس اسناد سفارت آمریکا، او قبل از 28 مرداد سال 1332 یکی از دوره‌های افسردگی را پشت سر گذاشت. همین اسناد نشان می‌دهد که در روزهای پایانی حضورش در ایران در سال 1357 باز هم افسردگی دیرین به صورتی فلج‌کننده به سراغش آمد و تا لحظه مرگ رهایش نکرد. ‌سرنوشت تراژیک او نیز همچون پدرش با مرگ در سرزمینی بیگانه (مصر) و در انزوا رقم خورد تا همگان شاهد پایان تلخ دیکتاتوری باشند که رویای تمدنی بزرگ را در سر می‌پروراند و در این راه از سرکوب شدید مخالفانش فروگذار نکرد.

پس از مرگ علیرضا پهلوی، این سؤال در ذهن برخی از افراد مطرح شد که علت خودکشی در خاندان پهلوی چیست و چرا دو فرزند محمدرضا پهلوی این‌چنین به زندگی خود پایان دادند. در تبیین انگیزه‌های مؤثر در خودکشی، نظریه‌های متعددی ارائه شده است. یکی از این نظریه‌ها از آنِ امیل دورکیم (جامعه‌شناس فرانسوی) است که انگیزه‌های خودکشی را به سه انگیزه هنجارگسستی، خودخواهانه و نوع‌دوستانه تقسیم کرده است. به گفته دورکیم، خودکشی هنجارگسستی به وسیله گسستگی ویرانگر در رابطه فرد با جامعه‌اش ایجاد می‌شود.

 خودکشی خودخواهانه زمانی روی می‌دهد که فرد پیوندهای بسیار اندکی با همنوعانش دارد و خودکشی نوع‌دوستانه به درخواست جامعه و برای منفعت‌رساندن به آنها صورت می‌گیرد. دورکیم در تبیین خودکشی هنجار‌گسستی معتقد است که در شرایط اجتماعی خاص همچون تحولات سیاسی بزرگ یا بحران‌های اقتصادی که هنجارها فرو می‌ریزد، برخی از افراد که این تحولات در آنها تأثیر منفی زیادی می‌گذارد به علت از دست دادن منزلت پیشین، اقدام به خودکشی می‌کنند. از این نقطه‌نظر می‌توان تصور کرد که خاندان پهلوی نیز در اثر از دست دادن منزلت بالای سیاسی‌شان به علت وقوع انقلاب اسلامی، بی‌تأثیر از این پیامدها نبوده‌اند.

ادامه نوشته

خیلی ملکی

خليل ملکي

خليل ملکي فرزند حاج ميرزا فتحعلي در سال 1280 در تبريز به دنيا آمد. پس از گذراندن تحصيلات ابتدايي و متوسطه راهي تهران شد و تحصيلاتش را در مدرسه صنعتي آلمانيها ادامه داد. سال 1307 با دانشجويان اعزامي به خارج به آلمان رفت و در رشته شيمي مشغول تحصيل شد، ولي به دليل مخالفت با رژيم رضاخان که منجر به قطع کمک هزينه تحصيلي وي گرديد، به ناچار به ايران بازگشت1 و تحصيلاتش را در دانشسراي عالي ادامه داد و سپس به تدريس پرداخت. در همين ايام با دختر حاج علينقي گنجهاي يکي از رهبران انقلابيون مشروطه ازدواج کرد.

اقامت ملکي در اروپا و آموختن زبانهاي آلماني و فرانسه، مطالعه کتابها و نشريات گوناگون تأثير بسزايي بر او برجاي نهاد. ملکي در آلمان با دکتر تقي اراني و دوستانش آشنا شد و ثمره اين آشناييها ارتباط وي با محافل روشنفکري بود. البته فعاليت اين روشنفکران از ديد پليس رضاشاه مخفي نماند و پنجاه و سه نفر از اين افراد منجمله ملکي دستگير و بازداشت گرديدند که بعدها به گروه 53 نفر مشهور شدند.2

پس از شهريور 1320 ملکي و ياران او از زندان رهايي يافتند. با سقوط رضاشاه، روسها شمال ايران را اشغال کردند و حزب توده ايران را که هسته اصلي آن عمدتاً از گروه 53 نفر تشکيل ميشد بنا نهادند. گرچه ملکي يکي از اعضاي فعال حزب فوق محسوب ميشد ولي نسبت به بسياري از مسائل سياسي و تئوريکي با دوستانش در حزب اختلاف نظر داشت که مهمترين آنها مسئله ارتباط با شوروي و دستور گرفتن از مقامات مسکو بود.

شکست فرقه دموکرات آذربايجان در آذر 1325 نخستين ضربه جدي به قدرت حزب توده بود و بروز تشنجات و اختلاف فکري در ميان رهبران حزب، در سال 1326 منجر به انشعاب خليل ملکي و عدهاي ديگر از اعضا از حزب مذکور گرديد.3

با تبلور نهضت ملي ايران حول محور ملي شدن نفت در سراسر کشور، همه نيروهاي ملي و از جمله انشعابيون حزب توده جذب اين مبارزه شدند و تشکيل نويني يافتند. سال 1330 با همکاري خليل ملکي و مظفر بقايي حزبي به نام حزب زحمتکشان ملت ايران تشکيل شد و روزنامه شاهد نيز ارگان حزب اعلام گرديد. اين حزب نخستين تشکل قدرتمندي بود که توانست در برابر حزب توده ايران به رقابت برخيزد. مبارزه با دربار، حزب توده، حمايت از دولت مصدق و روند ملي شدن صنعت نفت در رأس اولويتها و اهداف سياسي حزب ياد شده قرار داشت. اتحاد و همراهي گروه ملکي و بقايي در حزب، تا 30 تير 1331 ادامه يافت ولي به علت مواضع جديد بقايي عليه دکتر مصدق، بقايي از ملکي جدا شد و از آن به بعد حزب زحمتکشان ملت ايران به رهبري مظفر بقايي به جبهه مخالفان دولت مصدق پيوست و حزب زحمتکشان ملت ايران (نيروي سوم) به رهبري خليل ملکي فعاليت خود را در حمايت از نهضت ملي شدن صنعت نفت، مبارزه با انگليس و سياستهاي استعماري شوروي ادامه داد.4

با وقوع کودتاي 28 مرداد 1332 و دستگيري ملکي، فعاليت علني نيروي سوم نيز همچون ديگر احزاب و  نيروهاي سياسي به پايان رسيد. ملکي پس از آزاد شدن از زندان فلک الافلاک خرم آباد، با تشکيل جلسات هفتگي در منزل خويش به تحليل مسائل حزبي، سياسي و اجتماعي ايران پرداخت.5 و اقدام به انتشار مجلهاي به نام نبرد زندگي کرد که پس از مدتي با فشار ساواک، به علم و زندگي تغيير نام داد. اين مجله کانوني براي نشر انديشههاي سياسي و اجتماعي نيروي سوميها محسوب ميشد. سال 1339 ملکي جامعه سوسياليستهاي نهضت ملي ايران را بنا نهاد که خرداد سال 1342 طي اعلاميهاي مقاومت روحانيون را در برابر استبداد ستود و رسماً از قيام مردم حمايت نمود. دو سال بعد ملکي و چند تن ديگر به اتهام اقدام بر ضد امنيت داخلي کشور دستگير شدند و در اسفند 1344 به سه سال زندان محکوم گرديد.

به دنبال بازداشت و محاکمه ملکي مراجع مختلف رسمي و غير رسمي بين المللي طي نامههاي متعدي از شاه ايران و ساير مقامات مملکتي تقاضاي عفو وي را نمودند که با توجه به بيماريهاي ملکي و احتمال فوتش در زندان با پيشنهاد عفو او موافقت و مهر سال 1345 از زندان آزاد گشت. او بعد از آزادي مقالاتي با اسامي مستعار (م. مهر) و (م. مهرگان) در نشريات کشور منتشر ساخت و در اين دوران به شدت تحت کنترل ساواک قرار داشت و سرانجام در بيست و يکم تير ماه 1348 درگذشت و در مسجد فيروز آبادي واقع در شهر ري مدفون گشت.

شجاعت کلام، دانش سياسي و وقت شناسي از خصايص بارز اين سياستمدار بود.

________________________

1. غلامرضا علي بابايي، فرهنگ تاريخي ـ سياسي ايران و خاورميانه، ج 3، تهران: مؤسسه خدمات فرهنگي رسا، 1374، ص 295.

2. ناصر نجمي، بازيگران سياسي عصر رضا شاهي و محمد رضا شاهي، تهران: انيشتين، 1373، ص 373 ـ 375.

3. محسن مدير شانهچي، احزاب سياسي ايران با مطالعه موردي نيروي سوم و جامعه سوسياليستها، تهران: مؤسسه خدمات فرهنگي رسا، 1375، ص 101 ـ 104.

4. عزت الله نوذري، تاريخ احزاب سياسي در ايران، شيراز: نويد شيراز، 1380، ص 85 ـ 89.

5. امير پيشداد، همايون کاتوزيان، گردآورندگان، يادنامه خليل ملکي، تهران: انتشار، 1370، ص 93.

تماس با ما : 38-4037 2260 (9821+)  - Info@iichs.org 

برگرفته از :  سايت موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران

 

 

 

 

ربع رشیدی


    ربع رشیدی که امروزه فقط آثار مختصری از آن باقی مانده از بناهایی است که توسط خواجه رشیدالدین فضل الله، وزیر سلطان محمود غازان ایجاد شده است. بنا در زمان آبادانی شامل ۲۴ کاروانسرای وسیع و ۱۵۰۰ دکان و ۳۰۰۰۰ خانه و تعدادی حمام و باغ و کارخانه های پارچه بافی و کاغذ سازی و دارالضرب و تولید رنگ و نظایر آن بوده است. ۲۰۰قاری از کوفه و بصره و شام دایما" و به نوبت در این تاسیسات قرآن را تلاوت می کرده اند و ۴۰۰ فقیه و ۱۰۰ فقیه و ۱۰۰۰ طلبه در مدارس آن سکونت داشته و به کسب علم مشغول بوده اند . ۵۰ پزشک حاذق از کشورهای مختلف در دارلشفای آن به معالجه بیماران اشتغال داشته اند. به این ترتیب معلوم می شود كه ربع رشیدی در زمان خود یك شهر علمی با كتابخانه ای حاوی هزاران جلد از كتب معروف زمان و آزمایشگاه های متعدد کشاورزی بوده که در این آزمایشگاهها انواع گیاهان دارویی کشت و تکثیر و آزمایش می شده است. پس از قتل خواجه رشیدالدین فضل الله که در سال ۷۱۸ هجری ق اتفاق افتاد دشمنان او هر چه را که داشت غارت کردند و این شهر را با تمام تاسیساتش ویران کرده و همه چیز را به غارت بردند. چهار پایه برج ویک پشته خاک و سنگ به جای مانده کنونی از آثار ربع رشیدی نیستند، بلکه پایه های برجهای قلعه ای هستند که در سال ۱۰۲۰ هجری قمری به امر شاه عباس، با تخریب و حمل مصالح ساختمانی بناهای عظیمی چون شنب غازان ، بقایای ربع رشیدی، قلعه ها و سراهای رومیان و قبور شعرا و عرفا و امرای مدفون در مقبره الشعرای سرخاب و دمشقیه آنها را بنا کرده اند. /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

فروتیش

2                                                                                                                    نام حاکم: فرورتیش                                                                                      

شروع حکومت: 665 ق.م.              پایان حکومت: 633 ق.م.                        

وی پسر دیاکو بود                                                                                         

عمل‌کرد فرورتيش: کوشش برای متحد کردن مادها، تصرف سرزمین  پارس،  شکست از آشور بنی‌پال پادشاه آشور و کشته شد.

زندگی‌نامه‌ي فرورتیش: پس از دیوکس (دیاکو) پسرش فرورتیس که نام نیای خود را داشت به تخت پادشاهی نشست. او با پرداخت منظم خراج به دولت آشور که در آن هنگام آشور بانی‌پال پادشاه آن بود. سیاست پدر را که حفظ مناسب حسنه با آشور بود ادامه داد و نیز مانند پدر به فتح و جذب دیگر قبایل ماد که در فلات ایران مستقر شده بودند پرداخت. مادها در این راه ولایت پارس را که با سکنه آن خویشاوند بودند متصرف شدند. آن‌ها که با این پیروزی‌ها شجاع و دلیر شده بودند تلاش كردند از بندگي كردن براي آشور دست بردارند تا یوغ بندگی را از گردن خویش بردارند و براي رسیدن به این هدف به آشور حمله بردند؛ اما سپاهیان کار‌آزموده آشوری که سرانجام دولت ایلام را مغلوب و مطیع خود کرده و از انضباط شدیدی برخوردار بودند و چون با جنگ‌افزار بزرگ می‌شدند؛ برای مادهای مشهور و جسور بسیار خطرناک به شمار می‌رفتند. در نتیجه سعی مادها ثمربخش نبوده و عاقبت در برابر دشمن شکست خوردند و فرورتیس (فرااورت)؛ پس از بیست و دو سال پادشاهی به هلاکت رسید و بیشتر سپاهیانش نابود شدند. پس از کشته شدن فرورتیس؛ هوخشتره (کیاکسار) که مدیری قابل و سرداری فاتح بود به پادشاهی رسید. شکستی که به قیمت جان فرااورت (فرورتیش) تمام شده بود به او آموخت سربازهايي که روسای زمین‌دار جمع می‌کنند هرگز از عهده‌ي سپاهیان منظم برنمی‌آیند؛ از این‌رو بر آن شد تا سپاهی از روی نمونه سپاه آشور تشکیل دهد؛ پياده‌هايي که هر یک به کمان و شمشیر یا به دو زوبین مسلح بودند و سوارهايي که در سایه پرورش اسب که در میان مادها رایج بود پیش از سواره نظام دشمن بودند. لشکریانی كه در همه‌ي شرايط که به تیر و کمان مسلح بودند در حمله و عقب‌نشینی به سوی دشمن تیراندازی کنند.

دیاکو (دیوکس)

1

نام حاکم: دیاکو (دیوکس)

شروع حکومت:  708 ق.م.                پایان حکومت: 665 ق.م.

مؤسس سلسله مادها، ایجاد قلعه در هگمتانه (همدان)                                   عمل‌کرد دياكو: متحدکردن قبایل ماد، دادن باج وخراج به آشوریها برای حفظ کشورخود، جمع آوری سپاه.

زندگی‌نامه: هرودوت تاریخ نویس یونانی می‌گوید: دیاکو پدر فرورتیش چنان آوازه‌ای در حسن دادخواهی داشت که ابتدا اهالی روستایی که در آن زندگی می‌کردند و سپس همه افراد قبیله‌اش برای رفع دعواهایشان؛ به او مراجعه می‌کردند. وی چون قدرت خویش را دریافت شایعه درافکند که به خاطر بازماندن از کارهای خصوصی خود نمی‌تواند تمام اوقاتش را به داوری میان افراد صرف کند. از این رو از کار داوری کناره گرفت. به دنبال این اقدام دزدی و بی‌نظمی آغاز گردید.
بزرگان طوایف و قبایل ماد دورهم گرد آمدند که چه کنیم که دیگر داوری چون دیوکس (دیاکو) بر ما داوری نخواهد کرد و هر روز دزدان و غارتگران بر ما هجوم می‌آورند و از مجازات عمل  نمی‌ترسند؛ پس از شوری که کردند به این نتیجه رسیدند که از دیوکس (دیاکو) بخواهند تا به عنوان شاه به آنها حکومت کند و جلوي این دزدان و غارتگران را بگیرد پس به منزل وی رفته و تقاضایشان را با او در میان گذاشتند. دیوکس هم که دقیقا همین انتظار را داشت گفت من برای قبول این کار چند شرط دارم که باید عملی کنید. اول این که برایم قصری بسازید و سربازانی محیا سازید تا از من حمایت و پاسداری کنند. این شروط را روسای قبایل قبول کردند و دیوکس (دیاکو)‌ از این تاریخ به بعد شاه مادها شد. اولین اقدام شاه جدید فراهم آوردن نگهبانانی برای خود و سپس ساختن پایتخت بود. وی برای این منظور همدان را که یونانی‌ها اکباتانه می‌گویند جهت پایتخت برگزید. البته دیوکس (دیاکو‌) از قرار معلوم این شهر را بنا نکرد زیرا این شهر در کتیبه «تیگلات پلسر» اول تخت عنوان «امدانه» ذکر شده است. اما پادشاه ماد بر جمعیت آن افزود؛ نام هگمتانه به معنی جای اجتماع می‌باشد و علي‌الظاهر به آن اشاره دارد که طوایف مادی که در گذشته پراکنده بودند؛ به گونه‌ای متراکم در آنجا جمع شدند. شهر جدید احتمالاً از روی نمونه شهرهای جلگه‌ای بنا گردید. این شهر بر روی تپه‌ای ساخته شده و هفت دیوار تو در تو داشت که دیوارهای درونی به ترتیب مشرف بر دیوارهای بیرونی بودند؛ به طوری که درونی‌ترین دیوار از بقیه دیوارها بلندتر بود. قصر پادشاه که خزائن او در آنجا نگهداری می‌شد؛ درون هفتمین دیوار واقع شده بود. این دیوار که درونی‌ترین دیوار هفتگانه به شمار می‌رفت؛ کنگره‌های زرگون داشت و حال آن ‌که دیوارهای دیگر مانند برج بیرون نمي‌رود رنگ‌های روشن داشتند. این کنگره‌ها و به ویژه رنگ‌های آن در نزد بابلي‌ها نمادهای خورشید و ماه و سياره‌ها بودند اما نزد مادها این گونه رنگ آمیزی صرفا وام‌گیری هنری بوده است. دیوکس (دیاکو)؛ در این کاخ مراسمی برای بار نیز مقرر می‌داشت که احتمالا به تقلید از دستگاه‌های آشور بوده است. در این کاخ کسی نمی‌توانست با شاه روبرو شود و دادخواست‌ها را پیام‌گذاران به شاه می‌دادند. به این منظور این آیین وضع شده بود تا با دشوار کردن دسترسی به پادشاه ترس و احترام در دل مردم القا کنند. دیوکس (دیاکو) در مدت پنجاه و سه سال پادشاهی (655- 708 ق. م) فرصت آن را داشت که قبایل ماد را که تا آن زمان پراکنده بودند متحد سازد و به ملیت واحدی مبدل کند. اگر او همان دیاکویی نباشد که در کتیبه‌های آشوری از آن نام رفته لااقل این خوش‌اقبالی را داشته که آشوریان به وی نپرداختند (نجنگیدند) زیرا نساخریب و ارتشش در جنگ بابل و ایلام (سوزیانا)‌ آن قدر گرفتار بودند که دیگر مجال اندیشیدن به کوه‌های بلند و صعب‌العبور کردستان را نداشتند و تنها خطری که از جانب آشور؛ مادها را تهدید می‌کرد؛ اعزام نیروی آشوری به «اللیپی» یعنی کرمانشاه کنونی بوده است. بقیه نقاط کشور هم‌چنان در سکون و آرامش بود و خراجش را به صورتی منظم می‌پرداخت به طوری که آشوریان هیچ بهانه‌ای برای مداخله نمي‌يافتند.
                                                       

کشمکش ماد ها با دولت کلده

هووخ اشتر اندکی پس از صلح با لودیه درگذشت در حالی که منابع انسانی و مالی بسیار از ماد را صرف جنگ با لودیه کرده بود. پسر و جانشین او آژدهاک که داماد پادشاه لودیه شده بود توانایی و لیاقت چندانی نداشت. اتحاد بالودیه که در پی ازدواج اژدهاک با دختر پادشاه آن کشور و در اواخر حیات هووخ شتر صورت گرفت سیاست توسعه قلمرو دولت ماد در آسیای صغیر را متوقف ساخت و هیچ‌گونه نفعی برای آن دولت به دنبال نداشت. زیرا ماد دولتی بر مبنای اقتصاد شبانی و لودیه دولتي با اقتصاد بر پایه تجارت بود، مسائل و مشکلات آنان نیز مانند هم نبود. در همان حال نیازهای مالی که دولت ماد را به سوی آسيای صغیر کشانده بود هم‌چنان وجود داشت در نتیجه مادها متوجه شام شدند. که دولت کلده به توسعه نفوذ خود در آنجا مشغول بود. دولت ماد در بخش علیای فرات شهر حران را در نظر داشت، جایی که زمان سقوط آشور، دولت کلده بدان چشم دوخته بود. به دنبال آن، اتحاد قدیمی ماد با کلده به پایان رسید و دولت ضعیف شده ماد با فرمانروای نالایقی چون اژدهاک در جستجوی هدفی برآمد که توانایی دست‌يابي به آن را نداشت.  ماد دست اتحاد به سوی کوروش پادشاه پارس دراز کرد. زیرا به خوبی می‌دانست که پارس‌ها قدرت یافته‌اند و دولت ماد را تهدید می‌کنند. دولت کلده در تحریک پارس‌ها به شورش علیه ماد موفق شد. زیرا از مدت‌ها پیش پارس‌ها بر قدرت خود افزوده بودند و در شرایطی که دولت و دربار ماد به خاطر عشرت‌طلبی و ناتوانی اژدهاک ضعیف شده بود موقعیت خویش را مستحکم ساخته بودند اما در درون جامعه ماد نارضایتی و نابسامانی در حال گسترش بود.  

عامه مردم به دلیل رشد طبقه‌ي اشرافی جامعه ماد وضعیت مناسبی نداشتند. اشراف‌ مادها که در پی توسعه و تقویت ارتش ماد صاحب قدرت و ثروت شده بودند، امید فراوانی به موفقیت در برابر لودیه داشتند لیکن نه‌تنها پیشرفتی حاصل‌نشد بلکه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

قلمرو سلسله مادها

 

دربار ماد محل نفوذ لیدی‌ها نیز گردید. در نتیجه سران دولت ماد، فرمانروایی را ترجیح می‌دادند که به جای اژدهاک ضعیف بتواند آنان را صاحب زمین و ثروت بیشتری سازد. در این حوالی شورش پارس‌ها علیه ماد آغاز شد. در نتیجه اشراف نظامی ماد در پیوستن به فرمانروای آنان یعنی کوروش تردیدی نشان ندادند. به دنبال آن با پیوستن هارپاگ قدرتمندترین مرد دولت ماد به پارس‌ها که مشاور آژدهاک و فرمانده لشکریان او بود، دولت و دربار ماد فرو ریخت، آژدهاک اسیر شد و به جای دولت ماد، دولت هخامنشی در سال 550 ق. م در ایران به قدرت رسید.

سلسله ماد

تاریخ مختصر سلسله مادها: قبایل ساكن در ایران هنگام مهاجرت به ایران و تا مدت‌ها پس از سکونت در این سرزمین مستقل از یک‌دیگر می‌زیستند. آن‌ها برای خویش دارای سرزمینی بودند و فرمانروایی از آن خود داشتند. وجه اشتراک‌شان، فقط در فرهنگ و اعتقادات بود. این فرهنگ و اعتقادات آن‌ها را از دیگر اقوام آریایی جدا می‌ساخت. به عنوان مثال آن‌ها با سکاها که دسته‌ای از اقوام آریایی بودند، اعتقادات متفاوتی داشتند. سکاها که به تعلیمات زرتشت ایمان نیاورده بودند، هم‌چنان به عقايد قبلی آریايی‌ها عمل می‌کردند، به خصوص دسته‌ای از آن‌ها که تورانی نامیده می‌شدند با پیروان زرتشت حضرت زرتشت در 640یا 628ق.م.  در حوالی دریاچه ارومیه متولد گردید و در روی پله های معبد بلخ به دست یک نفر تورانی به نام براتروک رش یا براتور در سال 583یا551 ق.م. کشته شد.(پروین- قائمی،(1381)، دایره المعارف مصور،ص314،نشر پیمان،چ1،تهران. )(اختریان- محمد،(1381)،اطلاعات عمومی پیام،ص330،نشر عالمگیر،تهران.-)جنگ‌های بسیاری کردند و زرتشت نیز به دست همین قوم کشته‌شد.

با ورود اقوام ایرانی به فلات ایران، آن‌ها مدت‌ها درگیر جنگ با ساکنان قدیمی این سرزمین بودند، اما به تدریج با یک‌دیگر آشنا و هم‌نشین شدند.

این آشنایی و هم‌نشینی هنگامی صورت گرفت که «ایرانی‌»ها به عنوان نیروی غالب و پیروز در فلات ایران ساکن شده بودند و از آن پس به تدریج با دستاوردهای تمدنی و فرهنگی اقوام قدیمی ساکن در ایران آشنا شدند. از میان این اقوام، ایلامی‌ها و ماگات ها به دلیل پیشرفت‌های فرهنگی و تمدنی بسیاري که داشتند از اهمیت بیشتری برخوردار بودند. در نتیجه پس از مدتی «ایرانی»‌ها خط، کشاورزی و شهرسازی را از آن‌ها فرا گرفتند. یکی از علل تحول جامعه‌ي آریایی از زندگی شبانی به زندگی کشاورزی و تلاش‌های زرتشت در این باره، آشنایی ایرانیان با تمدن و فرهنگ اقوام قدیمی ساکن در ایران بود.

با استقرار آریايی‌ها در فلات ایران، آنان با اقوامی که در سرزمین‌های اطراف زندگی می‌کردند و نیز همسایگان فلات ایران هنگام استقرارشان كه آشوریان و کلدانی‌ها بودند ارتباط برقرار كردند. در نتیجه تماس با اقوام مجاور فلات ایران، به خصوص اقوامي که در کنار رودخانه‌هایی چون سیحون و جیحون و نیز دجله و فرات زندگی می‌کردند، در فرهنگ و معتقداد ایرانیان تغیيراتی رخ داد. چنان‌که به تدریج اعتقاد به آناهیتا رواج یافت. هم زمان با اين مسائل زرتشت در اندیشه‌های خود، آناهیتا را یکی از ایزدان زیردست اهورامزدا قرار داد. 

قبایل ایرانی با همسایگان خود در خارج از فلات ایران تنها روابط تمدنی نداشتند بلکه جنگ و تهاجم نیز بارها میان آنان رخ می‌داد. کوهستان‌های شمال‌غربی ایران بیش از هر جای ديگر دست‌خوش تهاجم بود. در این قسمت از گذشته‌های دور اقوامی ساکن شده بودند. همسایه غربی این منطقه دولت آشور بود که پی در پی برده براي تسلّط بر سنگ‌های معدنی به آن‌جا هجوم می‌آورد. تنها راهی که در پیش روی ساکنان کوه‌های زاگرس قرارداشت پناه‌گرفتن در کوهستان و اتحاد با یک‌دیگر بود. چنان‌که پیش از این، گوتی‌ها و لولوبی‌ها نیز برای مقابله با مهاجمان متحد شده بودند. اما این اتحاد، گستردگی و قدرت فراوانی نداشت بنابراین لازم بود اتحاد بزرگ‌تری تشکیل گردد.

در حدود سال هزار ق. م. دولت اورارتو نیز مانند دولت آشور به کوهستان‌های شمال‌غربی ایران چشم طمع دوخت. در نتیجه سالیان متمادی میان آن دو جنگ در گرفت و فرصتی به دست آمد تا تعدادی از قبایل سامن در شمال‌غرب ایران اتحادیه‌ای تشکیل دهند که به اتحادیه ماننایی موسوم شده است. اتحادیه ماننایی برای مدتی توانست موقعیت خود را حفظ کند اما سرانجام در زیر ضربات آشوریان کمر خم نمود.

تجربه اتحادیه ماننا به وسیله قبایل ماد مورد استفاده قرارگرفت و اتحادیه‌ای تاسیس گردید که به مراتب وسیع‌تر و قدرتمندتر بود. در این اتحادیه قبایل ماد حتی از همراهی قبایل غیرآریایی نیز استقبال کردند. مقابله با هجمه‌ي آشوریان برایشان ضرورتی حیاتی یافته‌بود. زیرا آشوریان در هر هجوم هر آنچه را می‌یافتند به غارت می‌بردند، خانه‌ها را ویران و مردمان را اسیر می‌کردند و یا می‌کشتند. کسی که هدایت قبایل ماد را به سوی وحدت بر عهده داشت دیاكو نام داشت. او از روسای طوایف بود و کدخدایی روستای خویش را بر عهده داشت. چنان‌که گفته شده است او به واسطه انصافی که در داوری‌های خویش نشان می‌داد مورد توجه مردم قبيله‌اش قرار گرفت، در نتیجه روسای طوایف و قبایل او را فرمانروای خود نمودند. تشکیل اتحادیه قبایل ماد و بنیادگذاری دولت توسط آن‌ها، آشوریان را بر آن داشت که بر شدت حملات خود بر کوهستان‌های شمال‌غربی ایران بیفزایند زیرا قدرت یافتن این اتحادیه می‌توانست برای آشور اسباب دردسر و خطر فراهم سازد. در مقابل مادها برای آمادگی بیشتر در برابر هجمه‌هاي، دژ هگمتانه را ساختند.

مادها پيش‌تر نیز از دژهایی که در ارتفاعات می‌ساختند برای دفاع بهره می‌بردند لیکن دژ هگمتانه دارای دیوارهای متعدد و توان دفاعی بیشتری بود. این دژ که در محل شهر کنونی همدان قرار داشت مرکز دولت ماد به شمار می‌آمد و جایی بود که مادها دیاکو را بر خود به فرمانروایی شناختند.

دیاکو که در حدود سال 708 ق. م. به فرمانروایی مادها رسیده‌بود قریب پنجاه سال حکومت کرد و در این مدت تمام وقتش صرف حفظ موجودیت اتحادیه ماد در برابر هجمه‌هاي آشوریان گردید.

پسر و جانشین دیاکو، فرورتیش نام داشت. او از درگیری‌های آشور در بین‌النهرین و نواحی اطراف آن، برای توسعه قدرت و قلمرو ماد بهره برد. اقدام اولیه فرورتيش تشکیل ارتشی بود که سیاست دفاعی ماد را به سوی تهاجم و لشکرکشی سوق دهد. به همین جهت ارتشی مجهز تعلیم دیده و حرفه‌ای پدید آمد. این ارتش از یک سو اهداف خارجی دولت ماد را تعقیب می‌نمود و از سوی دیگر توسعه‌ي تشکیلات دولت ماد و تحول اجتماعی جامعه ماد را موجب می‌شد. تحولی که دليل اصلی آن، افزایش توان نظامی رؤسای طوایف (واسپوهران) و گسترش املاک آنان بود.

ارتش ماد به فرماندهی فرورتيش توانست قلمرو ماد را در فلات ایران توسعه دهد و مهم‌ترین موفقیت آن مطیع و متقاعد نمودن پارسی‌ها بود. موفقیت‌های داخلی فرورتيش او را بر آن داشت تا خاک آشور را مورد هجمه قرار دهد.

پس از مدت‌ها، این بار کوه‌نشینان زاگرس بودند که به سوی آشور می‌تاختند. هر چند آشوریان در این زمان ناتوان شده بودند، اما در برابر حمله مادها ایستادگی کردند و در همان حال آن دسته از قبایل سکایی را که با خود متحد ساخته بودند، برای حمله به سرزمین ماد به کمک طلبیدند. این امر نشان می‌داد که دولت ماد علی‌رغم افزایش توان نظامی خود، توجه‌ای به گسترش اقدامات سیاسی نداشته است. در نتیجه سکاها به سرزمین ماد سرازیر شدند. این در حالی بود که فرورتيش در میدان جنگ با آشوریان جان باخت. 

قتل فرورتيش در سال 653 ق. م دولت ماد را در وضعیت خطرناکی قرار داد. هووخ شتر پسر و جانشین فرورتيش، اولین اقدامی که انجام داد حفظ موجودی‌هاي اتحادیه قبایل ماد بود، و این در شرایطی که سکاها غلبه یافته بودند، بدون قبول اطاعت از آنان غیرممکن بود. در نتیجه اتحادیه ماد در حالی که دولتی بسیار ضعیف داشت به مدت بیست و هشت سال به زیر سلطه سکاها رفت. این کار از سویی مانع نابودی جامعه‌ي ماد به دست سکاها شد و از سوی دیگر باعث شد تا آن‌ها در پناه سکاها از انتقام‌جویی آشوریان در امان بمانند. آن‌چه که در این شرایط به کمک مادها آمد آن بود که سکاها پس از غلبه بر مادها برای گسترش قلمرو با آشوریان درگیر شدند و در این درگیری نیازمند همراهی و همکاری دشمنان آشور بودند. ستیزه آشوریان و سکاها به غلبه یکی بر دیگری منجر نشد، اما فرصتی فراهم ساخت تا هووخ شتر با بهره بردن از آن قدرت ماد را احیا کند.

احیای قدرت ماد با غافلگیر نمودن و کشتار سران سکاها به وسیله هووخ شتر شتاب بیشتری یافت. به‌دنبال آن بار دیگر شمال‌غربی ایران شاهد فرمانروایی مادها بود. علاوه بر آن مادها بار دیگر نواحی مرکزی و جنوبی ایران را مطیع خود ساختند. ارتشی که فرورتيش آن را بنیادگذاری کرده بود، با بهره‌گیری از تجارب جنگی سکاها، قدرت بیشتری یافته بود و در خود توان عملیات خارجی را می‌دید. هدف اصلی این عملیات، دولت آشور بود که علی‌رغم ضعف روزافزون، خطر عمده‌ای برای ماد و همسایگانش به‌شمار می‌آمد. هووخ شتر در شرایطی آشور را مورد حمله قرار داد که دولت کلده نیز چنین اندیشه‌ای را در سر داشت. لذا دو دولت ماد و کلده متحد شدند و با هم پایتخت آشور را در محاصره گرفتند. در نتیجه در سال 612 ق. م نینوا سقوط کرد. چند سال بعد دولت کلده آخرین مقاومت‌های آشوریان را نیز در هم شکست. با نابودی آشور دولت‌های ماد و کلده مبدل به دو دولت بزرگ آسیای غربی شدند. قلمرو دولت ماد در این زمان بخش وسیعی از فلات ایران بود و هگمتانه شهری آباد و پرجمعیت به‌شمار می‌رفت.

پس از فتوحات و استقرار امنیت، وظیفه بعدی دولت ماد توجه به امور اقتصادی بود. اقتصاد ماد که براساس گله‌دارای بود نمی‌توانست جوابگوی نیازهای این دولت وسیع باشد. لذا دست یافتن بر تجارت آسیای غربی یعنی راه‌هایی که از ایران و بین‌النهرین به سواحل مدیترانه منتهی می‌شد، می‌توانست دولت ماد را در منابع تجاری این منطقه سهیم سازد. به ظاهر کلدانی‌ها زودتر متوجه این امر شده بودند لذا بلافاصله پس از سقوط آشور قلمرو خود را در امتداد رود فرات به سوی شام و سواحل مدیترانه گسترش دادند. مادها نیز که مانند آشور خواهان کسب منافع بیشتر بودند در امتداد دجله متوجه آسیای صغیر شدند اما به عکس کلدانی‌ها که در سواحل مدیترانه شهرهای نامتحد فنیقی را پیش رو داشت، هووخ شتر در آسیای صغیر با دولت ثروتمند لودیه که سربازان مزدور فراوانی را به خدمت گرفته بود روبه‌رو شد لذا پنج سال دولت ماد و لودیه با هم جنگیدند بدون آن که یکی بر دیگری غلبه قطعی یابد.

صلحی که به دنبال این جنگ منعقد شد هم مرز دو دولت را مشخص ساخت و هم موجب شد تا وليعهد ماد، دختر پادشاه لودیه را به همسری برگزیند.